محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

411

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

دريافته بود : « لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ . » « 1 » . ولى ياد خدا ديرى نمىپايد كه با دل‌هايمان آميخته مىشود تا نياز مبرم به گريستن را در ما ايجاد كند ، تا اين‌كه به خاطر آن غفلت ناروا بگرييم و تنها بدين وسيله است كه شخص دوباره به جايگاه خودش در مجتمع الهى بازمىگردد و خداى بزرگ درست فرموده است : « وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ . » « 2 » . البتّه ما در اين سه مرحله ديديم كه امر ، امر تربيت اخلاقى براساس بخشى از ادراكات دينى است و اين ادراكات به حكم طبيعت كمتر مىتواند تأثيرى بيشتر و دور تر از ذات خود داشته باشد . ازاين‌رو در مرحلهء نخست توجيه الهى ادراك ما را نسبت به محبّت و علاقه‌مندى بيدار مىكند كه اين خود محرّك ممتازى است ! تا اين‌كه قدمى ما را در راه تحقّق ارزش‌هاى مثبت به پيش براند . و در مرحلهء سوم ، احساس ما را با شرم و حيا مقرون مىسازد كه اين خود لجام پاكيزه و نيكويى است تا اين‌كه ما را از سقوط بازدارد و در مقابل خطر حفظ كند ، امّا در مرحلهء دوم ، ما احتياط خودمان را به لطف تعادل دو نيرو به دست مىآوريم تا در نتيجه گام‌هايمان بر صراط مستقيم استمرار يابد . رابعا - و بالاخره ، آن موضع سركش بىپرده براى غير مؤمنان - بر خلاف حالت اوّل - تنها به برخى از كارهاى مخصوص خلاف شرع بسنده نمىكند ، زيراكه آن موضع علنى ضدّ شرع است ! و اين‌بار ، بيش از سخنان معمول برخى از نصوص دربارهء جرايمى كه انجام مىگيرد ، به گونه‌اىست كه امكان ندارد شخصى خطايى را مرتكب شود كه نشانى از ماهيّت وعدهء عذاب را داشته باشد : « أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ فَلا تَذْهَبْ

--> ( 1 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 24 : اگر برهان پروردگار را نمىديد ( چنين قصدى مىنمود ) . ( 2 ) - آل عمران ( 3 ) آيهء 135 - 136 : و آنها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند يا به خود ستم كنند ، به ياد خدا مىافتند و براى گناهان خود طلب آمرزش مىكنند ، و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد ؟ آنها هرگز با علم و آگاهى بر گناه خويش اصرار نمىورزند و تكرار گناه نمىكنند ، آنها پاداششان آمرزش پروردگار و بهشت‌هايى است كه از زير درختانش نهرها جارى است ( و لحظه‌اى آب از آنها قطع نمىشود ) . بهشتى كه به‌طور جاودان در آن خواهند بود ، و اين چه پاداش نيكى است ، براى آنها كه اهل عمل هستند !